تبلیغات
در کوچه باد می آید و من به جفت گیری گلها می اندیشم - نازنین-هوشنگ ابتهاج
 

نازنین-هوشنگ ابتهاج

نوشته شده توسط :kamran hatami
جمعه 22 مهر 1390-08:03 ق.ظ

نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت 
پرده ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت


کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد 
خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت

درد بی عشقی ما دید و دریغش آمد 
آتش شوق درین جان شکیبا زد و رفت

خرمن سوخته ی ما به چه کارش می خورد 
که چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت 

رفت و از گریه ی توفانی ام اندیشه نکرد 
چه دلی داشت خدایا که به دریا زد و رفت 

بود آیا که ز دیوانه ی خود یاد کند 
آن که زنجیر به پای دل شیدا زد و رفت 

سایه آن چشم سیه با تو چه می گفت که دوش 
عقل فریاد برآورد و به صحرا زد و رفت





نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox